شمس الدين حافظ

61

غزليات حافظ ( فارسى )

13 [ مىدمد صبح و كِلّه بست سحاب ] 1 مىدمد صبح و كِلّه بست سحاب * الصبوح الصبوح يا اصحاب 2 مىچكد ژاله بر رخ لاله * المُدام المُدام يا احباب 3 مىوزد از چمن نسيم بهشت * هان بنوشيد دم بدم مىِ ناب 4 تخت زمْرُد زده ست گل به چمن * راحِ چون لعل آتشين درياب 5 در چنين موسمى عجب باشد * كه ببندند ميكده به شتاب 6 درِ ميخانه بسته‌اند دگر * افتتح يا مُفتِّحَ الابواب 7 لب لعل تو را حقوق نمك * هست بر جان و سينه‌هاى كباب 8 بر رخ ساقى پرى پيكر * همچو حافظ بنوش بادهء ناب